زمین تاب این افسار گسیختگی را ندارد!

                                  

همه چیز شتاب زده است !

به گمانم این حس را  همه مردم جهان داشته باشند ولی نمی دانم چرا پیش از آن که دیر شود کاری نمی کنند. عجولانه تصمیم می گیرند و آزمندانه برداشت! به هر گوشه جهان که نگاه میکنی، می بینی  که نادانسته یا عمدن تیشه به ریشه شان می زنند!

همه چیز شتاب زده است!

شهر ها با شتاب گسترش می یا بند و شهروندان، کشاورزانی هستند که از روستا ها گریخته اند و به شهر پناه آورده اند. و در شهر بی پناه!  

شمار خودرو ها به اندازه مردم است خودرو نماد پیشرفت وبهتر زیستن شده با پیشرفت جهان، نیاز نیز افزایش می یابد. دستگاه ها زمین را می شکافند از دل آن ثروت بیرون می آورند.واگر این چنین پیش رود،در آینده ای نزدیک با بهره گیری های بی رویه، از دارایی زمین چیزی باقی نخواهد ماند!

 همه چیز شتاب زده است!

 کشاورزی تک پروری شده و جای گوناگونی را گرفته، شاید  آسان وسود آورباشد و برای عده ای آسایش بیاورد.یابا آن بتوان دو برابرآدم را سیر کرد! جابجایی کالا هزاران کیلومتر از راه زمین،دریا وآسمان .در سرزمینی که مناسب دامپروری نیست به پرورش دام می پردازند وناچار می شوندآذوقه ی دامشان را از هزاران کیلومتر،دورترین جای جهان بیاورند.در  نقطه ای دیگر کشتزار های وسیع و محصولات اضافی حمل آن به دورترین جای جهان به سرزمینی دیگر...(البته اگر  بحث  جهانی  شدن دستاویزی برای سیاستمدارن نباشد این جابجایی ها در نگاه اول شاید درست   باشد)

اما با این روند در سراسر گیتی، زمین ،گارگاه زندگانی می میرد! چرا مردم نمی خواهند پیش از اینکه دیر شود کاری بکنند!

فروش نفت و پولدار شدن به دنبالش هوس ساختن جزیره، افزایش خاک،داشتن کشتزار و آب ، شیرین کردن آب شور دریا! اینها سودایست که آدمیان در سر می پرورانند به گمان آینده ای بهتر!

همه چیز شتاب زده است

انسان ها  شتاب زده اند. نعمات را نمی بینند. تابش خورشید بی پایان است ،ولی نمی بینند!وزش باد بیکران است،ولی حس نمی کنند! ریشه زندگی ای  که به آنها پیش کش شده است را می خشکانند و  از یاد برده اند که سرچشمه های زندگی کمیاب اند در سرزمین کویری زندگی می کنند ارزش آب را میدانند و می دانندبهای سنگینی برای آب پرداخت می کنند و می دانند،آب های زیر زمینی دوباره سازی نمی شوند.ولی در دل کویر کشتزار می سازند ومحصولاتش را به دیگر نقاط جهان می فرستند !

کاش، دست از شتابزدگی برداریم و بر آنچه به ما پیش کش شده است،چشم نبندیم و چشم طمع به آنچه نداریم نگشاییم. تا به کجا این سراب می تواند پایدار بماند. زمین تاب این افسار گسیختگی را ندارد.

/ 0 نظر / 6 بازدید